جامعه شناسان شرق

کنش متقابل نمادین


مقدمه:    

نظریه کنش متقابل نمادین مانند دیگر نظریه های عمده جامعه شناختی چشم انداز بسیار گسترده ای را باز می نماید و از دیدگاههای نظری جامعه شناسی معاصر است که در دهه های اخیر بحث های فراوانی را برانگیخته است. از نظر سابقه تاریخی ریشه های فراوانی در آثار و افکار جامعه شناسان قرن نوزدهم اروپا مانند گئورگ زیمل و فلاسفه و روان شناسان آمریکایی مانند واتسن ، ویلیام جیمز و بویژه جورج هربرت مید داشته است. از متقدمان سنت کنش متقابل نمادی می توان از جان دیویی ، کولی ، بالدوین و زنانیکی نام برد. نظریه های جورج هربرت مید و از آن کمتر چارلز هورتون کولی و دبلیو.آی.توماس شیرازه اصلی این نظریه را فراهم کرده اند. با این وجود مباحث اساسی کنش متقابل نمادی در آراء و نظریات مید و هربرت بلومر دیده می شود به طوری که می توان گفت استخوان بندی اصلی این مکتب بر آراء این دو تن استوار شده است و هسته اصلی نظریه کنش متقابل نمادین را شکل می دهد. به طور مشخص کنش متقابل نمادی با آراء بلومر شناخته می شود. بلومر اصطلاح نظریه کنش متقابل نمادین را در ١٩٣٧ بدعت گذاشت و معرفی کرد. علاوه بر مید و بلومر در بررسی این دیدگاه به نامهای دیگری همچون بالدوین ، کولی ، توماس ، اسکات ، گافمن ، آرنولد رز ، بکر ، لیمن ، گارفینکل ، فاین و دیگران برمی خوریم که چه از جنبه نظری و چه از جنبه کاربردی در توسعه و گسترش این نظریه نقش  داشته اند.

زمینه های شکل گیری:

می توان گفت به طور کلی شکل گرایان رفتارگرایان و عمل گرایان اعم از فلاسفه روان شناسان روان شناسان اجتماعی و بالاخره جامعه شناسان هر کدام در شکل گیری این مکتب نقش عمده ای داشته اند. از لحاظ تاریخی مکتب کنش متقابل نمادین به عنوان آمیزه مکاتب فکری عمده فلسفی روان شناختی و جامعه شناختی شکل گرفت. اندیشه کنش متقابل آمیزه ای از افکار گروهی متنوع از اندیشمندانی بود که آثار و فعالیتهایشان بازتاب ایده آلیسم آلمان وپراگماتیسم(عمل گرایی) یا اصالت عمل آمریکایی بود.

به طور مشخص نظریه کنش متقابل نمادین تحت لوای مکتب شیکاگو پای گرفت. همانکونه که گفته شد اصطلاح کنش متقابل نمادین توسط بلومر وضع شد. وی که شاگرد مید و رابرت پارک ( دو شخصیت برجسته شیکاگو ) بود تاثیر فراوانی در رواج این نظریه و بسط جامعه شناسی خرد برجای گذاشت. قبل از بلومر، جورج هربرت مید ( که در دانشگاه شیکاگو فلسفه تدریس می کرد) و همچنین رابرت ازرا پارک در شکل گیری کنش متقابل نمادین سهم عمده ای داشتند. پارک که در گروه جامعه شناسی شیکاگو شخصیت مسلطی بود، در اروپا آموزش دیده و درسهایی را با زیمل گذرانده بود و افکار زیمل به ویژه تأکیدش  بر کنش و کنش متقابل  در تحول جهتگیری نظری مکتب شیکاگو تعیین کننده بود علاوه بر این گرایش به جهتگیری خرد و روانشناختی اجتماعی کسانی همچون  ویلیام تامس به عنوان یکی از ویژگیهای مشخص کننده محصول نظری مکتب شیکاگو یعنی کنش متقابل نمادین شناخته می شود.

آنچنانکه قبلاً گفتیم مید در دانشگاه شیکاگو فلسفه تدریس میکرد ولی بسیاری از دانشجویان جامعه شناسی درسهای او را انتخاب کردند و همین دانشجویان بعدها نظریه کنش متقابل را به وجود آوردند و راه مید را در دانشگاه شیکاگو ادامه دادند  که بلومر یکی از آنها بود. مید رفتارگرایی و عمل گرایی را به مکتب کنش متقابل اجتماعی و سپس بلومر مکتب اخیر را به کنش گرایی متقابل نمادی ارتقا دادند و بر این اساس دیدگاه تازه ای در جامعه شناسی ارائه گردید. در مقابل مکتب شیکاگو گرایش دیگری توسعه پیدا کرد که به مکتب آیوا معروف است که دیدگاههای روش شناختی مکتب شیکاگو را قبول نداشته است. از صاحبنظران این مکتب می توان از مانفرد کان نام برد. گروه دیگری هم هستند در حد وسط مکتب شیکاگو و آیوا  قرار می گیرند و از جمله آنان می توان  از آرنولد رز نام برد.

نظریه کنش متقابل نمادین:

کنش متقابل نمادین مطالعه ای از نوع جامعه شناسی خرد است و در مقابل جامعه شناسی کلان و مطالعات پهن دامنه جامعه شناسی همچون نظریه ساختاری قرار می گیرد. سه نکته  برای نظریه کنش متقابل نمادین تعیین کننده اند:

١- تأکید بر کنش متقابل میان کنشگر و جهان.

٢- در نظر گرفتن کنشگر و جهان به عنوان فراگردهای پویا و نه ساختارهای ایستا.

٣- اهمیت اساسی قائل شدن برای توانایی تغییر جهان اجتماعی از سوی کنشگر.

کنش متقابل نمادین نظریه ای است که بر اهمیت ارتباطات نمادین یعنی ژست ها و مهمتر از همه زبان در رشد فرد گروه و جامعه تأکید می کند. این نظریه بیان میکند که رفتار اجتماعی ما به نقش ها و پایگاه هایی که مورد پذیرش ماست، بستگی دارد. همچنین رفتار اجتماعی ما بنابر گروهی که بدان تعلق داریم و نهادهایی که در آن ایفای وظیفه می کنیم شکل می گیرد. این مکتب بر این باور است که کنش اجتماعی میان انسانها ناشی از وجود نمادهای مشترک است. در نظریه کنش متقابل نمادین فرض بر این است که انسانها در فراگرد کنش متقابل اجتماعی به گونه ای نمادین، معناهایی را به دیگران انتقال می دهند و دیگران این نمادهای معنادار را تفسیر می کنند و بر پایه تفسیرشان از این نمادها واکنش نشان می دهند. بنابراین تفسیرهای ذهنی ما از جهان تا حدود زیادی تعیین کننده رفتار ما هستند.هسته اصلی مورد علاقه نظریه پردازان کنش متقابل نمادین تأثیر معانی و نمادها بر کنش و کنش متقابل است.

نظریه پردازان کنش متقابل نمادی به این قضیه می پردازند که انسانها چگونه طی کنش متقابل به گونه ای عام و در جریان اجتماعی شدن به گونه ای خاص این معانی و نمادها را یاد می گیرند. نماد (symbol) یک معنی یا واقعه ای است که معنایش را از ماهیت چیزی که بدان متصل است نمی گیرد بلکه معنای نماد توسط توافق مردمی که در ارتباطات خود از آن استفاده می کنند حاصل می شود.

طرفداران نظریه کنش متقابل نمادین استدلال می کنند که عملاً همه کنش های متقابل میان افراد انسانی متضمن تبادل نمادهاست.

هنگامی که ما در کنش متقابل با دیگران قرار می گیریم دائما در جستجوی سرنخ هایی هستیم برای اینکه چه نوع رفتاری در آن زمینه مناسب است و این که چگونه آنچه را منظور دیگران است تعبیر کنیم. کنش متقابل نمادین توجه ما را به جزییات کنش متقابل بین افراد جلب می کند و این که چگونه از آن جزییات برای فهمیدن آنچه دیگران می گویند و انجام می دهند استفاده می شود. یکی دیگر از کاربردهای نظریه کنش متقابل در تحلیل وضعیت های چهره به چهره است. این نظریه همچنین می تواند نشان دهد که چگونه شیوه های مختلف کنش متقابل نمادین بر انتظارات مردم اثر می گذارد.

کنش متقابل نمادین چهارچوبی نظری است که جامعه را محصول کنش متقابل افراد و گروههای جامعه می داند. طبق این چهارچوب افراد برای برآوردن نیازهای خود در کنار و در ارتباط یکدیگر فرض می شوند.  به طور خلاصه کنش متقابل نمادین بر اهمیت ارتباط نمادین یعنی انواع اداها اطوارها نمادها و مهمتر از همه زبان تاکید می کند و زبان را نظام گسترده ای از نمادها می دانند ومعتقدند این ارتباطات نمادین در واقع در رشد فرد و جامعه نقشی کلیدی دارند.

اصول اساسی و بنیادی نظریه کنش متقابل

—       انسانها برخلاف جانوران پست تر استعداد تفکر دارند.

—       استعداد تفکر با کنش متقابل اجتماعی شکل می گیرد.

—       در کنش متقابل اجتماعی انسانها معانی و نمادهایی را یاد می گیرند که به آنها اجازه می دهند تا استعدادهای متمایز انسانی شان را برای تفکر به کار اندازند.

—       معانی و نمادها انسانها را قادر می سازند که کنش متقابل و متمایز انسانی را انجام دهند.

—       انسانها می توانند معانی و نمادهایی را که در کنش ها و کنش های متقابل شان به کار می برند بر پایه تفسیری که از موقعیت می کنند،تعدیل کنند یا تغییر دهند.

—       انسانها تا اندازه ای برای آن می توانند معانی و نمادها را تعدیل و تغییر دهند که توانایی کنش متقابل با خودشان را دارند،زیرا این توانایی به آنها اجازه می دهد که راههای امکان پذیر کنش را بیازمایند، مزایا و عدم مزایای نسبی آنها را سبک سنگین کنند و سپس یک راه را برگزینند.

—       الگوهای در هم تنیده کنش و کنش متقابل گروهها و جامعه را می سازد.

کنش متقابل اجتماعی عبارت از فرآیندی است که انسان در آن به مدد قوه تفسیر، رفتار و سلوک خویش را می سازد. این سلوک عبارت از کنش متقابل نمادی است که مبتنی بر کنش درونی خود و خویشتن است. نظریه کنش متقابل مبتنی بر مبانی نظری خاصی است این نظریه به جای متمرکز شدن بر موقعیت اجتماعی علل رفتار افراد بر طبیعت کنش متقابل  اجتماعی که بین افراد اتفاق می افتد، متمرکز است. کنش متقابل یعنی اینکه افراد در ارتباط با یکدیگر عمل می کنند و موجب ساختن عمل یکدیگر می گردند. کنش متقابل صرفاً به منزله تأثیرپذیری از دیگران نیست، بلکه تأثیر و تأثر متقابل در جریان زمان و موقعیت های گوناگون است. در این صورت یک عمل متحول مطرح است نه عمل ساده ای که در شرایط محیطی خاصی تحقق پذیرد. طبق این نظریه عمل انسان صرفا به واسطه کنش متقابل ایجاد نمی شود بلکه از کنش متقابل بین افراد نتیجه می شود. کنش افراد ناشی از تفکر فرد و تعریف او از موقعیت است. نظریه کنش متقابل نمادین به جای شخصیت یا ساخت اجتماعی بر کنش متقابل میان افراد تأکید می کند.  این نظریه بر انسان فعال به جای انسان منفعل در ساخت اجتماعی تأکید می کند. در این نظریه انسان پاسخ دهنده و یا ساخته شده بر اثر پاسخ های جاری جامعه و دنیا نیست، بلکه انسان در این دیدگاه درک و انتخاب و سپس تفسیر میکند و در نهایت در این مسیر ساخته می شود.

بر اساس دیدگاه کنش متقابل نمادین انسانها موجوداتی اجتماعی هستند که با افراد دیگر بر مبنای نمادها یا معناهای مفاهیم مشترک به تعامل می پردازند. از این رو کنش متقابل انسانی کنش متقابل نمادین است.

مکتب کنش متقابل نمادین از لحاظ نظری مبتنی بر سه فرضیه ابتدایی است:

—       واقعیت آنطور که احساس و درک می شود یک تولید اجتماعی است.

—       واقعیت همان امور اجتماعی یعنی مفاهیمی که از رفتار مستقیم اشخاص نسبت به خودشان ناشی می گردد و قدرت و توانایی ابراز یک رفتار خودبازتابی (خود واتاب) و رفتار اندیشیده را نیز به ابناء بشر اعطا می کند و آنها نیز در جریان ابراز عقاید شخصی و تطبیق آنها با رفتار دیگران، به کنش می پردازند.

—       به سادگی می توان علت نمادی بودن کنش متقابل را این دانست که یک رفتار خودبازتابی و اندیشیده مستلزم ساختن نمادها، کلمات، مفاهیم و زبانهای گوناگون است.

قضایای بنیادین:

بلومر در مقدمه کتاب “چشم انداز و روش کنش متقابل گرایی نمادی ” به بیان مطالب اساسی کنش متقابل نمادی پرداخته و سه قضیه مهم را به عنوان قضایای بنیادین از یکدیگر تفکیک می کند:

*قضیه اول: جهانی که که انسان در رابطه متقابل با آن است اعم از درونی یا بیرونی جهان اعیان(objects) است. یعنی جهان عبارت از کلیه چیزهایی است که برای انسان قابل فهم بوده و دارای معنا می باشد. معانی ای که انسان می تواند به آنها اشاره (indicate) و بر اساس آن اشارات رابطه برقرار نماید. این اعیان خود به سه دسته تقسیم می شوند. اعیان فیزیکی مثل کوه اعیان اجتماعی مثل روابط اجتماعی اعیان مجرد مثل مفاهیم ذهنی از قبیل آزادی. بنابراین قضیه بلومر معتقد است که نمی توان چیزی را در دنیا پیدا نمود که خارج از این سه مقوله اعیان باشد، به عبارت دیگر هیچگاه نمی توان چیزی را در دنیا یافت که قابل معنا و اشاره نباشد.

**قضیه دوم: در این قضیه بلومر سعی دارد به این سؤال که منشاء معانی اعیان کجاست ؟ پاسخ گوید. بلومر نتیجه می گیرد انسان هر آنچه را که می آموزد و برایش معنادار میشود در روابط اجتماعی متقابل اخذ می کند. اگر یک پدیده برای او دارای معناست، بدون شک این معنا را از روابط متقابل اجتماعی کسب نموده است. عناصر فرهنگی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. بسیارند هنجارها و عاداتی که در میان قومی مقبول و معمول می باشند و در قوم وملتی مذموم. هیچ یک ازاین دو قوم قادر به درک دلایل یکدیگر نسبت به رد یا قبول آن رسم یا عادت نمی باشند. این امور در فرهنگهای متفاوت در مقابل مسائلی که تحت عنوان روابط اجتماعی می شناسیم معنادار می شوند. بنابراین معانی نه در ذات پدیده ها وجود دارد و نه در ذهن انسان بلکه تنها در روابط متقابل اجتماعی معنا می یابد.

***قضیه سوم: این قضیه وجه تفسیرگرایی کار بلومر را نشان می دهد. بنابراین قضیه انسان موجودی است که وقتی در برابر موقعیت قرار می گیرد آن موقعیت را تفسیر می کند و سپس بر اساس تحلیل و تفسیر از موقعیت و معانی ای که به خویشتن خویش اشاره نموده دست به کنش و نه واکنش می زند. بلومر با تأکید بر کنشگر بودن انسان در برابر واکنش نشان دادن، سعی در به تصویر کشاندن انسان نمادی ای دارد که در حد سلامت نفس رفتار می کند.

از نظر کاربرد اجتماعی این نظریه می توان گفت مکتب کنش متقابل نمادین به لحاظ سنتی با توجه و پذیرش گسترده ای در فعالیت های پژوهشی و علمی اجتماعی مواجه نشده است. با این وجود متون و کتب بررسی زمینه شناخت رفتار انسانی، نقش و سهم این مکتب را در درک بهتر رفتار انسان مورد تصدیق قرار داده اند. علاوه بر این باید گفت دیدگاه کنش متقابل نمادی اگر چه به لحاظ قالبهای نظری هنوز نتوانسته است عنوان یک نظریه عام جامعه شناختی را پیدا کند،لیکن به لحاظ توسعه دامنه پژوهشهایی در مقیاس کوچک و در مورد رشد شخصیت، جامعه پذیری و نیز در زمینه تشخیص انحراف اجتماعی به ره آوردهای قابل ملاحظه ای دست یافته است. به علاوه عنصر اصلی روش تحقیق کیفی را باید در این دیدگاه جستجو کرد. صاحبنظران و محققانی چون هیوز، بکر و گافمن را باید از پیشتازان روش تحقیق کیفی به شمار آورد.

یکی از پژوهشهایی که در حوزه مکتب کنش متقابل نمادین انجام شده است تست T.S.T یا آزمایش بیست سوالی است که توسط مانفرد کوهن و توماس کلاتو در سال ۱٩٥٤ تهیه شده است. در این پرسشنامه یک سوال من کیستم؟ وجود دارد با بیست خانه خالی پاسخ یعنی هر فرد باید به پرسش مذکور بیست بار پاسخ میدهد سپس این پاسخها با تحلیل محتوا بررسی می شود. از دیگر پژوهشها در حوزه کنش متقابل نمادین باید از تحقیقات لیند اسمیت به نام معتاد مواد مخدر و مطالعات هوارد بکر در مورد افراد معتاد به ماری جوانا و سایر انحرافات نام برد که از روش مستقیم و مصاحبه رویاروی استفاده شده است.

علاوه بر اینها باید به تحقیقات و آثار گافمن اشاره کرد که در حوزه کنش متقابل صورت گرفته است. آثار گافمن بر مطالعه کنش متقابل و روابط رویاروی با استفاده از موقعیتهای روزمره زندگی متمرکز است و از طریق مشاهده مستقیم و تجربه شخصی و استماع تجربیات و مشاهدات دیگران و نیز آثار ادبی و هنری به دست آمده است و از به کارگیری پرسشنامه و تحلیل های آماری اجتناب کرده است. چنانکه برای تهیه اثر معروف خود به نام معرفی خود در زندگی روزمره ، گافمن مدتی در دهکده ی کوچکی واقع در اسکاتلند زندگی کرد و برای نوشتن کتاب تیمارستانها به مدت یکسال در یک مؤسسه روان درمانی کار کرد.

بر دیدگاه کنش متقابل نمادی ایرادهای فراوانی وارد شده است. در درجه اول و از همه مهمتر اینکه در تجزیه و تحلیلهای متکی بر فرد ، ساختهای جامعه عملا نادیده گرفته می شوند. در حالی که در این شیوه کار نهادهای جامعه ممکن است پشتوانه کنش متقابل تلقی شوند، لیکن نظام جامعه و ساختهای موجود و قدرت های آن موجودیتی محو و غیرملموس دارند.

همچنین گفته می شود دیدگاه کنش متقابل نمادین و نظریه های مرتبط با آن اهمیت پایه های زیستی و روانی رفتار را تأیید می کند با این وجود از نقطه نظر تاریخی هیچ وقت فرآیندهای زیستی را به طور مستقیم مورد توجه قرار نداده اند.

علاوه بر آنچه گفته شد پروفسور هوبرت سه انتقاد اساسی به روش مکتب اصالت عمل و کنش متقابل نمادی وارد داشته است که این انتقادات عبارتند از :

o       با تکیه بر احکام و اصول عمل گرایی و دیدگاه  کنش متقابل نمادی کار تحقیق بدون استفاده از هرگونه نظریه انجام می شود، لذا موقعیت پژوهشگر در این مکتب همچون یک ذهن خالی ساده و بی نظر می باشد.

o       به دلیل عدم وجود نظریه در تحقیق، پژوهشگر معتقد به کنش متقابل نمادی مجبور می شود که به نگرش و شناختهای خود مراجعه کند و در نتیجه موضع گیری شخصی تقدم می یابد و عینیت به فراموشی سپرده می شود.

o       به سبب فقدان یک نظریه، دریافتهای اجتماعی محقق و اطرافیانش به عنوان یک چهارچوب به کار گرفته شده جهتی را به تحقیق می دهند که بیانگر فرضیات پایه ای محقق، فضای عقیدتی نظام و چگونگی توزیع قدرت در مجموعه کنش های متقابل است.

البته باید یادآور شویم در مورد کنش متقابل نمادی عده ای معتقدند کنش متقابل نمادی را با توجه به پراکندگی نظریات و عدم انسجام کامل و نبود شرایط کافی برای شکل گیری یک نظریه جامعه شناسی باید تنها یک دیدگاه نظری دانست و نه بیشتر، چه در حقیقت این مکتب بیش از آنکه در تبیین پدیده های پیچیده اجتماعی توفیق یابد، بر مکاتب و نظریه های معمول جامعه شناسی بالاخص ساخت گرایی و مارکسیسم ایرادهایی اساسی وارد آورده است.

البته باید یادآور شویم در مورد کنش متقابل نمادی عده ای معتقدند کنش متقابل نمادی را با توجه به پراکندگی نظریات و عدم انسجام کامل و نبود شرایط کافی برای شکل گیری یک نظریه جامعه شناسی باید تنها یک دیدگاه نظری دانست و نه بیشتر، چه در حقیقت این مکتب بیش از آنکه در تبیین پدیده های پیچیده اجتماعی توفیق یابد، بر مکاتب و نظریه های معمول جامعه شناسی بالاخص ساخت گرایی و مارکسیسم ایرادهایی اساسی وارد آورده است.

مفاهیم کلیدی:

کنش متقابل، نماد، نشانه، رفتارگرایی، عمل گرایی، مکتب اصالت عمل، عرصه، زمینه، تقلیل گرایی، جسم و روان، ذهن، خود، دیگری، من مفعولی، من خلاق، ارتباطات نمادی، حرکات معنی دار، طبیعت گرایی، نقش، ایفای نقش، تقلید، رفتار اجتماعی، بازی آزاد، بازی منظم، گروه مرجع، زبان، ارتباطات متقابل، اصل کاوش، اصل بازرسی، اشیای اجتماعی

منابع:

۱-آزاد ارمکی ، تقی (۱٣٧٦) ؛ نظریه های جامعه شناسی ؛ تهران ؛ سروش

۲-ابوالحسن تنهایی ، حسین (١٣٨٣) ؛ درآمدی بر مکاتب و نظریه های جامعه شناسی ؛ مشهد ؛ نشر مرندیز

۳-استونز ، راب ؛ متفکران بزرگ جامعه شناسی ؛ ترجمه مهرداد میردامادی ؛ تهران ؛ نشر مرکز

۴-توسلی ، غلام عباس (۱٣٧٣) ؛ نظریه های جامعه شناسی ؛ قم ؛ سمت

۵-ریتزر ، جورج (۱٣٧٤) ؛ نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر ؛ ترجمه محسن ثلاثی ؛ تهران ؛ انتشارات علمی

۶-کوزر ، لوییس روزنبرگ ، برنارد (۱٣٧٨) نظریه های بنیادی جامعه شناختی ؛ ترجمه فرهنگ ارشاد ؛ تهران ؛ نشر نی

۷- گیدنز ، آنتونی (۱٣٨٩) جامعه شناسی ؛ ترجمه منوچهر صبوری ؛ تهران ؛ نشر نی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 13:18  توسط چیمن رسول پور  |